سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
190
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
سومين بارى است بود كه وى با زهر مسموم مىشد و كشندگى آن در اين مرتبه به ثبوت رسيد . مآخذ همچنين نقل مىكنند كه با دريافت خبر مرگ حسن ( ع ) معاويه ديگر نتوانست احساسات دلنشين و تسكينآميز و حتى شادىبخش خود را پنهان كند و يادآوريهاى طعنهآميزى به ابن عباس نمود . ( 80 ) حقيقت ديگرى كه همه مآخذ به اتفاق آن را ثبت مىكنند اين است كه بلافاصله پس از رحلت حسن ( ع ) معاويه ابتكار عمل را در انتصاب فرزندش يزيد ، به عنوان جانشين خود ، ( 81 ) همچنانكه در زير خواهيم ديد ، به دست گرفت . درحالىكه معاويه مرگ حسن ( ع ) را براى پيشبرد نقشههاى خود به منظور انتصاب يزيد به خلافت مهم مىدانست ، شيعيان كوفه ، دعوت ديگرى را براى بازگرداندن خلافت به خاندان على ( ع ) شروع مىكردند . به مجردى كه شيعيان كوفه خبر مرگ حسن ( ع ) را شنيدند ، جلسهاى در خانه سليمان بن صرد الخزاعى تشكيل دادند و نامهاى طولانى به حسين ( ع ) نوشتند و در آن نامه پس از ابراز همدردى و تسليت به خاطر مرگ « پسر وصى ، پسر دختر پيامبر و نشان هدايت » ، از حسين دعوت كردند تا عليه معاويه قيام كند و او را مطمئن ساختند كه براى جانبازى در راهش آمادهاند . با وجود اين ، حسين ( ع ) احترام به معاهده برادرش را با معاويه نگهداشت و از پاسخ مثبت به اين تقاضا امتناع كرد و آنان را نصيحت نمود تا از تحريك بپرهيزند و در خانههاى خود مادامىكه معاويه زنده است بمانند . ( 82 ) در عين حال ، حجر بن عدى الكندى و همراهانش كه پرشورترين شيعيان بودند بيش از اين نتوانستند سكوت اختيار كنند . آنان كه هرگز بر روى آرمانهاى تشيّع سازشكارى نكرده بودند ، اكنون به طغيان آشكار عليه معاويه و نايب او ، زياد بن ابى سفيان ، كه بر كوفه و بصره در سال 51 / 671 ، يعنى پس از مرگ مغيره بن شعبه حاكم پيشين حكمرانى مىكرد ، دست زدند . شرح اين شورش به تفصيل در مآخذ نخستين ذكر مىشود و احساسات تند شيعيان را كه در اين مرحله مجددا ظهور كرد نشان مىدهد حتّى اگر اين شورشها نتيجهء با اهميّت نظامى چندانى هم نداشته است همين اصل كه بسيارى از آثار قديم فصول متعددى را به حجر ( 83 ) اختصاص دادهاند ، دلالت بر اين دارد كه اين حادثه ناگهانى ، در وقايع انقلابى صدر اسلام ، از اهميتى خاص برخوردار بوده